در طي يکي دو سالي که با حاج احمد بودم ، از ايشان نديدم که خواسته باشد از پست و مقام خود به نفع شخصي استفاده کند . به هر حال فرمانده سپاه شهر مريوان بود و اين مسئوليت هم از نظر مراتب نظامي و دنيوي کم نبود .
در مريوان يا پاوه که بوديم ، کارهاي روزمره از جمله نظافت سنگر و اتاقها و شستن ظروف غذا را طبق ليستي که نوشته بوديم ، انجام ميداديم . يکي از روزها هم نوبت حاج احمد بود . عليرغم اينکه ما دلمان نمي خواست او اين کارها را بکند ، اما او به شدت مقيد بود که نوبتش ميرسد ، حتي اگر جلسه هم داشت ، اين امورات را انجام دهد . اتاقها را جارو ميکرد و ظروف را سر وقت مي شست .
منظم ترين فرد در آن گروه که همه کارها را به خوبي و دقت و نظم انجام ميداد ، حاج احمد بود !